تهران چه فرقی میکند با شهر من وقتیخالیست از تو دائما کوچه خیابانش ؟من دیده بودم در خودم صحرای غمگینیکه خشک تر شد از غم و درد بیابانشای کاش میشد مرهمی باشی به امیدِ ...تسکین زخم کهنه و درد فراوانشباید برای روزهای بعد کاری کرداین روزها به تار مو بند است ایمانشوقتی کسی تصمیم میگیرد،کم باشدیعنی فراهم بوده و هم هست امکانشلعنت به تهران* بدون تو به آزادیلعنت به هرجا رفته ام خورده به زندانشصحرا به صحرا گشته ام اما نشانی نیستاز ابرهای بی قرار و شهر بارانش !من دشت حاصلخیز و خاک تازه ای بودمباید کسی کاری کند حالا به جبرانش* کاشان #سجاد_صادقی + نوشته شده در پنجشنبه یازدهم شهریور ۱۴۰۰ساعت 8:54  توسط سجاد صادقي | وبلاگ رسمی سجاد صادقی...ما را در سایت وبلاگ رسمی سجاد صادقی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 131 تاريخ: پنجشنبه 21 بهمن 1400 ساعت: 15:16
در شأن شما نیست اگر این غزل منباید که بیایید به سمت بغل منآهسته مرا لمس کنید و بپذیریدتا کم شود از حس گناه عمل مندر شهر کسی شعر نمیخواند برایمپیچد ولی شهرت ضرب المثل منمن عاشق چشمان شما بودم و دیدمکه زل زده بودید به سمت بدل منهرچند که شیرین و شکرپاره و قند استهرگز نرسد باز به پای عسل منچون مشتری نقد به جیبی است نگاهم باید که بیایید به سمت زحل منصد شعر نوشتم که شما حظ بنماییدیک شعر نخواندید و رسیده اجل من#سجاد_صادقی + نوشته شده در دوشنبه دهم آبان ۱۴۰۰ساعت 9:49  توسط سجاد صادقي | وبلاگ رسمی سجاد صادقی...ما را در سایت وبلاگ رسمی سجاد صادقی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 141 تاريخ: پنجشنبه 21 بهمن 1400 ساعت: 15:16